تبليغاتX
<-.:هرگز هفت روز را فراموش نکنید:.->
نويسندگان
موضوعات مطالب
خبرنامه

شما مي توانيد با وارد كردن ايميل خود در اين قسمت از مزاياي ويژه اعضا از طريق mailbox خود برخوردار شده و همچنين از به روز شدن مطالب آگاه شويد

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
 برای ورود به کنترل پنلتون از اینجا وارد بشین

نام کاربری :

کلمه عبور :
 





Powered by Haftrooz

لوگو دوني

با قرار دادن اين بنر در سايت خود از ما حمايت کنيد 

 

لوگو دوستان:

  ::Aftab:: 
 .........................
 
 
 .........................
 
........................
تبادل لینک و لوگو و بنر
.......................
پيوندهاي روزانه
ساعت
جوک(Yazd-Patogh)

داستان فوق العاده در مورد عشق
ني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»

بقیه در ادامه مطلب/....


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 ساعت 14:33 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
چشمک

داشتم آسمون رو نگاه میکردم .

ماه تو آسمون نبود ، فقط یه ستاره ی خوشگل تو آسمون بود .

دوباره من شروع کردم به درد و دل کردن ، این دفعه با اون ستاره !

گفتم : ستاره جون تو هم میدونی که چقدر دوسش دارم و حاضرم براش بمیرم !

ستاره جون به نظرت اون منو میشناسه ؟ ممکنه که دوسم داشته باشه ؟ اصن اون به آسمون نگاه میکنه ؟

انقدر با اون ستاره حرف زدم که خودم خسته شدم . میخواستم از جلوی پنجره برم کنار که یه صدا شنیدم که گفت : وایسا ..!

این طرف و اون طرف رو نگاه کردم اما کسی رو ندیدم ! فکر کردم خیالاتی شدم !

که دوباره یه صدا گفت : آسمونو نگاه کن ! من تو آسمونم ! خیلی تعجب کرده بودم . بازم اون گفت : من همون ستاره ای هستم که داشتی باهاش حرف میزدی .!

گفتم : واقعا ؟ آخه مگه میشه ستاره حرف بزنه ؟!

گفت : بین ستاره ها فقط من اجازه دارم حرف بزنم ! بعدشم گفت : عشقت تو رو میشناسه و

تنها کسی که تو دنیا دوسش داره تویی ، اونم مثل تو با آسمون حرف میزنه و درد و دل میکنه !

گفتم اینارو از کجا میدونی ؟

ستاره جوابی نداد ، فقط یه چشمک زد و ناپدید شد !


|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 21:17 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
عاشقانه

haftrooz

 

 

با نظراتتون راهنماییم کنین مر۳۰


|+|نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 21:35 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
عاشقانه ها

اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست

خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... ‌آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه ...!!! كاش مي شد

 

 بقیه در ادامه مطلب....

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387 ساعت 12:54 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
عشق
عشق يعني ...

عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عکس يار

عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني از فراقش سوختن

عشق يعني سر به در آويختن
عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني لحظه هاي التهاب

عشق يعني بنده فرمان شدن
عشق يعني تا ابد رسوا شدن

عشق يعني گم شدن در کوي دوست
عشق يعني هر چه در دل آرزوست

عشق يعني يک تبسم يک نماز
عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني پيش محبوبت بمير
عشق يعني از رضايش عمر بگير

عشق يعني زندگي را بندگي
عشق يعني بندگي و آزادگي   
|+|نوشته شده در شنبه شانزدهم آذر 1387 ساعت 22:43 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
هر زنی زیباست

پسركی از مادرش پرسید : مادر چرا گریه می كنی؟

مادر فرزندش را در آغوش گرفت و گفت : نمی دانم عزیزم ، نمی دانم

پسرك نزد پدرش رفت و گفت : بابا ، چرا مامان همیشه گریه می كند؟ او چه می خواهد؟

پدرش تنها دلیلی كه به ذهنش می رسید ، این بود : همه ی زنها گریه می كنند ، بی هیچ دلیلی

پسرك متعجب شد ولی هنوز از اینكه زنها خیلی راحت به گریه می افتند، متعجب بود

یكبار در خواب دید كه دارد با خدا صحبت می كند ،

از خدا پرسید: خدایا چرا زنها این همه گریه می كنند؟

خدا جواب داد : من زن را به شكل ویژه ای آفریده ام .

به شانه های او قدرتی داده ام تا بتواند سنگینی زمین را تحمل كند

به بدنش قدرتی داده ام تا بتواند درد زایمان را تحمل كند

به دستانش قدرتی داده ام كه حتی اگر تمام كسانش دست از كار بكشند ، او به كار ادامه دهد

به او احساسی داده ام تا با تمام وجود به فرزندانش عشق بورزد ، حتی اگر او را هزاران بار اذیت كنند

به او قلبی داده ام تا همسرش را دوست بدارد ، از خطاهای او بگذرد و همواره در كنار او باشد

و به او اشكی داده ام تا هرهنگام كه خواست ، فرو بریزد .

این اشك را منحصرا برای او خلق كرده ام تا هرگاه نیاز داشت بتواند از آن استفاده كند

زیبایی یك زن در لباسش ، مو ها ، یا اندامش نیست .

زیبایی زن را باید در چشمانش جست و جو كرد،

زیرا تنها راه ورود به قلبش آْنجاست


لبخند زن دردو موقع آسمانی و فرشته مانند است .

یکی هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق می گوید دوستت دارم

و دیگر هنگامی که برای اولین بار به روی نوزادش لبخند می زند -


ویکتور هوگو

|+|نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 21:4 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
یک بکگروند برای دوستان عاشقم
خوب این عکس مخصوص یه نفر هست که خیلی به من محبت میکنه امیدوارم مورد پسندش باشه

Heart 

برای بزرگتر شدن روش کلیک کنیند.

 


|+|نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387 ساعت 20:29 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
داداشی
دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشي مياي بازي کنيم؟ بعده اينکه

بازيمون تموم شد گفت تو بهترين

داداشه دنيايي،وقتي بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو

ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم

دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايي وقتي ازدواج کرد من

ساقدوشش بودم بازم گفت تو

بهترين دادشه دنيايي و وقتي مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم

اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو

بهترين دادشه دنيايي چند وقت بعد وقتي دفتره خاطراتشو خوندم ديدم

نوشته عاشقت بودم دوست داشتم اما

ميترسيدم بگم برا همين ميگفتم تو بهترين دادشه دنيايي..!

 


|+|نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 7:33 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
پادشاه فصل ها پاییز
عشق

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی
روز و شب تنهاست،
با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران،سرودش باد
جامه اش شولای عریانی ست
ورجز اینش جامه ای باید،
بافته بس شعله ی زر تار و پودش باد
گو بروید یا نروید،هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد
باغبان و رهگذاری نیست
باغ نومیدان،
چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی برگی
خنده اش خونی ست اشک آمیز
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها،پاییز


|+|نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 14:7 توسط "موضوع : عاشقانه" |
وقتی دو نفر عاشق یکی میشن

توي ژاپن:

جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست

توي اسپانيا:

مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن

توي انگلستان:

دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه

وي فرانسه:

خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه

توي استراليا:

دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه

توي قفقاز:

جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه

توي نروژ:

معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه

توي مکزیک:

کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه.

از نظراتون ممنونم بازم از اینکارا بکنید


|+|نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 0:6 توسط "موضوع : عاشقانه" |
معنی بوسیدن

7days

منظور از هر ماچی چی هس .....

بوسیدن دست : من تو را ستایش می کنم.
بوسیدن لپ :من فقط می خوام باهم دوست باشیم.
بوسیدن چانه ( چونه ) : تو بامزه هستی.
بوسیدن گردن : من می خوامت ( بهت احتیاج دارم ) .
بوسیدن لب ها : عاشقت هستم.
بوسیدن گوش : بیا بریم یکم تفریح کنیم.
بوسیدن هر جای دیگر : تو بهترینی.

اینم برای خارجیاششششششششششش.................

Kiss on the Hand : I adore you
Kiss n the Cheek : i just want to be friends
Kiss on the Chin : You are cute
Kiss on the neck : I want you
Kiss on the lips : I love you
Kiss on the ears : Let's have some fun
Kiss anywhere else : you're the best


|+|نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 8:56 توسط "موضوع : عاشقانه" |
حرفهای عاشقانه

7days

روزي از عشق خودم را حلق آويز مي كنم و آخرين آرزوي من اين است در روي طناب اسم تو را حك كنم تا حداقل در مرگم فكر كنم هميشه در كنارت خواهم بود 

هرکه عاشقه بر ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 ساعت 8:47 توسط "موضوع : عاشقانه" |
عکس عاشقانه

منبع:یزد-پاتوق


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 19:5 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
پوستر اونی که مدعی بود

7days.tk 


|+|نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 ساعت 17:54 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : عاشقانه" |
آخرين نوشته ها

داستان فوق العاده در مورد عشق
اس ام اس جالب!!
شما جذب چه مردی می شوید؟
برنامه میرعماد 4مگابایت
اس ام اس های خوش مزه
چشمک
Start Again...
يوسف
زیارت عاشورا برای موبایل

تمام پستها

آرشيو وبلاگ
آبان 1388
شهریور 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مرداد 1386

http://mpf2006.persiangig.com/32.gif




سايت اصلي - لينك باكس تمام اتوماتيك
http://mpf2006.persiangig.com/pic-haft/btn101.gif