تبليغاتX
<-.:هرگز هفت روز را فراموش نکنید:.->
نويسندگان
موضوعات مطالب
خبرنامه

شما مي توانيد با وارد كردن ايميل خود در اين قسمت از مزاياي ويژه اعضا از طريق mailbox خود برخوردار شده و همچنين از به روز شدن مطالب آگاه شويد

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
 برای ورود به کنترل پنلتون از اینجا وارد بشین

نام کاربری :

کلمه عبور :
 





Powered by Haftrooz

لوگو دوني

با قرار دادن اين بنر در سايت خود از ما حمايت کنيد 

 

لوگو دوستان:

  ::Aftab:: 
 .........................
 
 
 .........................
 
........................
تبادل لینک و لوگو و بنر
.......................
پيوندهاي روزانه
ساعت
جوک(Yazd-Patogh)

Tinker Bell

Tinker Bell 

یک برنامه کودک جذاب و رویایی برای کودکان 


دانلود ادامه مطلب...با بهترین کیفیت 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387 ساعت 21:54 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
سلاطين خيابان‎‎‏Death Defying Acts

کارگردان: ديويد آير. فيلمنامه: جيمز الروي، کرت ويمر، جمي ماس بر اساس داستاني از جيمز الروي. موسيقي: گريم ‏ريول. مدير فيلمبرداري: گابريل بريستين. تدوين: جفري فورد. طراح صحنه: الک هموند. بازيگران: کيانو ‏ريوز[کارآگاه تام لادلو]، فارست ويتاکر[سروان جک وندر]، کامون[کوتيس]، مارتا هيگاره دا[گريس گارسيا]، سدريک ‏د اينترتينر[اسکرايبل]، کريس اوانز[کارآگاه پل ديسکانت]، نوئل گاگليمي[کوئيکس]، کوين بنتون[ستوان ون بورن]، هيو ‏لوري[سروان جيمز بيگز]، نائومي هريس[ليندا واشنتگتن]، جي موهر[گروهبان مايک کليدي]، جان کوربت[کارآگاه ‏دانته دميل]، آمائوري نولاسکو[کارآگاه کازمو سانتوس]، تري کروز[کارآگاه ترنس واشنگتن]. 109 دقيقه. محصول ‏‏2008 آمريکا. نام ديگر: ‏Night Watch، ‏The Night Watchman‏. ‏
کارآگاه تام لادلو، پليس کهنه کار لس آنجلسي پس از مرگ زنش زندگي توام با افسردگي، تيره و تار و مرگباري را مي ‏گذراند. بعد از حمله به گروهي تبهکار و کشتن جملگي آنها، تبديل به قهرمان مي شود. اما همکار سابق او کارآگاه ‏واشنگتن به ماجرا مشکوک است و از طريق امور داخلي پيگير موضوع مي شود. با پيدا شدن سر و کله سروان جيمز ‏بيگز از امور داخلي در اطراف لادلو، فرمانده وي سروان جک وندر به حمايت از تام برمي خيزد. وندر از لادلو مي ‏خواهد تا از نزديک شدن به واشنگتن نيز پرهيز کند، اما لادلو خشمگين به سراغ همکار سابق خود مي رود. اين کار ‏همزمان به حمله دو تبهکار به واشنگتن در يک سوپرمارکت شده و بعد از اصابت گلوله اي به واشنگتن که اشتباهاً از ‏سلاح لادلو خارج شده، تبهکاران وي را به قتل مي رسانند. سروان وندر بار ديگر در صحنه جنايت حاضر شده و ‏ماجرا را لاپوشاني مي کند. اما بيگز که دريافته از سه نوع اسلحه به واشنگتن شليک شده، به سراغ تام مي رود. سپس ‏کارآگاه جواني به نام ديسکانت نيز مامور پيگيري پرونده و يافتن دو قاتل مي شود. لادلو اينک در مضان اتهام است، اما ‏با کشف فاسد بودن واشنگتن توسط ديسکانت همه چيز عوض مي شود. لادلو و ديسکانت با نقشه اي ماهرانه در صدد ‏يافتن دو قاتل برمي آيند، اما بعد از نفوذ به مامن آنها در پي تيراندازي دو طرف ديسکانت کشته مي شود. لادلو مي ‏گريزد و به خانه گريس مي رود. در آنجا همکارانش به سراغ وي آمده و به اتهام قتل دو مامور مخفي پليس او را ‏دستگير مي کنند. اما در طول راه به جاي بردن وي به اداره پليس، سر از خارج شهر در مي آورند. به زودي مشخص ‏مي شود که اکثريت اعضاي گروه فاسد بوده و قصد جان لادلو را کرده اند. لادلو بعد از کشتن آنها به سراغ کسي مي ‏رود که سرنخ همه اين بازي ها را در دست دارد. نزديک ترين دوست و حامي اش سروان وندر...‏

چرا بايد ديد؟
نوشتن درباره اين فيلم بدون معرفي الروي کار شايسته اي نيست. لي ارل[جيمز] الروي متولد 1948 لس آنجلس از ‏پليسي نويساني است که خيلي دير به شهرت رسيد و پايش به سينما باز شد. امروز کمتر کسي است که اولين اقتباس از ‏داستان هاي او به نام پليس را در 1988 به ياد بياورد. اما نيمه دوم دهه 1990 و ساخته شدن محرمانه: لس آنجلس ‏توسط کرتيس هنسون همه چيز را يک شبه عوض کرد. تا امروز شش اثر ديگر از وي به فيلم برگردانده شده که ‏معروف ترين شان کوکب سياه [براين دپالما] سال گذشته به نمايش در آمد و قرار است يکي از مشهورترين کتاب هاي ‏وي به نام ‏White Jazz‏ نيز در سال آينده ميهمان سالن هاي سينما شود. فضاي داستان هاي الروي که اغلب در لس ‏آنجلس رخ مي دهد، اداره پليس-نه کارآگاه هاي خصوصي- و زندگي مامورين پليس است که اغلب به دو دسته بد و بدتر ‏تقسيم مي شوند. چيزي به نام پليس خوب در داستان هاي الروي وجود خارجي ندارد. بسياري از داستان هايش ريشه در ‏واقعيت ها دارند از جمله کوکب سياه[اولين کتاب ازسري چهارگانه لس آنجلس. سه کتاب باقيمانده محرمانه : لس آنجلس، ‏White Jazz‏ و ‏The Big Nowhere‏ نام دارند] که بر اساس پرونده قتل اليزابت شورت در 1947 نوشته شده بود يا ‏My Dark Places‏ که براي نوشتن آن از قتل مادر خود-جين الروي- در 1958 الهام گرفته است. با اين از بزرگ ‏ترين حاميان اداره پليس اين شهر است و دوستاني بسيار نزديک نيز در نيروي پليس دارد. ابتدا سعي کرد با نوشتن ‏فيلمنامه از جمله برگردان تازه اي از التهاب[رائول والش] وارد سينما شود، اما موفق نبود. اما اکنون به خاطر نوشتن ‏داستان هايي در سبک ‏hardboiled‏ شهرتي جهاني دارد و فيلم هاي موفقي نيز از روي آثارش ساخته شده اند. او خالق ‏قهرماني به نام لويد هاپکينز است که در 4 قصه ظاهر شده و جداي چهارگانه لس آنجلسي، يک سه گانه درباره دنياي ‏تبهکاران آمريکا نيز دارد. الروي فيلمنامه سلاطين خيابان را در ميانه دهه 1990 با الهام از محاکمه او. جي. سيمپسون ‏نوشت. در سال هاي گذشته کارگردان هاي زيادي از جمله اسپايک لي، ديويد فينچر و اليور استون در صدد ساخت آن ‏برآمدند، اما بالاخره قرعه به نام همشهري الروي افتاد. ‏
ديويد آير متولد 1968 با نوشتن فيلمنامه ‏U-571 ‎‏ شروع به کار کرد. نوشتن فيلمنامه هاي سريع و خشمگين، روز ‏تمرين، آبي تيره و‎ S.W.A.T. ‎در طول فقط پنج سال باعث شد تا آير هر آن چه را که يک فيلمنامه نويس با سابقه مي ‏توانست به آنها دست يابد، يک جا صاحب شود. سرانجام وسوسه ساختن نوشته هاي خودش باعث شد تا در سال 2005 ‏پشت دوربين نيز قرار گرفته و کارگرداني را نيز با ساختن زمانه بي رحم تجربه کند. او نيز بزرگ شده لس آنجلس است ‏و براي اولين کارش شهري را برگزيده که از دوران نوجواني با آن و با سويه تاريک اش به خوبي آشنا بود. زمانه بي ‏رحم به پديده ماموران خود گمارده قانون مي پرداخت و ساطين خيابان-دومين فيلم- آير هم به پليسي مي پردازد که ‏اعتقادي به سيستم نداشته و قانون را خود اجرا مي کند. چيزي در مايه همان مامورين خود گمارده که اين بار نشان و ‏سلاح پليس را نيز در اختيار دارد، اما واجد فرق ماهوي نيست. ‏
اگر هاليوود چيزي درباره پليس هاي لس آنجلسي به ما ياد داده باشد، چيزي نيست جز اينکه اين افراد يکي از يکي ‏وحشي تر، مردسالار تر و قاتليني بد اخلاق هستند. آدم هايي غرق در فساد، جنايت و هر تبهکاري که فکرش را بکنيد. ‏روز تمرين، امور داخلي و آبي تيره[ران شلتون] نمونه هاي بارز اين ادعا درباه پليس هاي شهر فرشتگان هستند، که ‏شما جرات پرسيدن راه تان را هم از آنها پيدا نمي کنيد. ديويد آير فيلمنامه نويس روز تمرين و آبي تيره است، بنابراين ‏اگر تشکيلات پليس لس آنجلس خواهان تصحيح تصوير خود روي پرده است، دو راه پيش پيش رو ندارد يا سرمايه اي ‏هنگفت براي آير جهت ساخت يک کمدي عاشقانه تامين کند و يا اگر آير فيلم بعدي خود را به پليس هاي لس آنجلسي ‏اختصاص داد، او را در يک تصادف ساختگي از سر راه خود بردارد! ‏
ولي از شوخي گذشته، سلاطين خيابان هر چقدر هم که حال و هواي آکنده از تستوسترون روز تمرين و آبي تيره را با ‏نمايش عضلات مردانه و گلوله هايي که مرتب شليک مي شوند يادآوري مي کند، اما در اولين نگاه هم بسيار پيچيده تر، ‏طويل تر و اندکي کليشه اي تر است. از قهرمان اصلي فيلم که با گذشته و همسر متوفاي خود نمي تواند کنار بيايد و به ‏الکل پناه برده بگيريد تا رويارويي نهايي با نزديک ترين رفيق و حامي اش…‏
روايت آير نيز از فيلمنامه پيچيده اش فاقد هيجان کافي است و بيشتر به فيلم هاي پر هنرپيشه تلويزيوني مي ماند. بازي ‏ها نيز چنگي به دل نمي زد. از فارست ويتاکر که سال گذشته اسکار گرفت و فقط با سبيلي که اين بار برايش تدارک ‏ديده اند در ياد مي ماند تا کيانو ريوز که نتوانسته تعادلي ميان احساسات و رفتارهاي لادلو برقرار کند و زير سرماي ‏نقش گرفتار آمده است. اما با اين حال سلاطين خيابان يکي از فيلم هاي قابل تماشاي امسال است که مي تواند شما را تا ‏پايان با خود همراه کرده و علاقمندان تازه اين ژانر را مجذوب خود کند. با اين حال توصيه من به کتاب خوان ها، ‏خواندن آثار الروي است!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج. ‏
 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در جمعه پنجم مهر 1387 ساعت 13:9 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
موبور و موبور تر‎‎Blonde and Blonder

Blonde and Blonder

کارگردان: دين هميلتون. فيلمنامه: رولف کانفسکي، گري اندرسون، دين هميلتون بر اساس داستاني از رولف کانفسکي و ‏اريک پارکينسون. مدير فيلمبرداري: سي. کيم مايلز. تدوين: استن کول. طراح صحنه: ريک ويتفيلد. بازيگران: پاملا ‏اندرسون[دي تويدل]، دنيس ريچاردز[داون سنت دام]، امانوئل وژيه[کت/‏The Cat‏]، مگان اوري[کيت/‏The Kit‏]، ‏جوي آرسکو[مامور کمپبل]، گري چالک[مامور گاردينا]، جي برازيو[لويي رامولي]، کوين فارلي[لئو]، جان ‏فارلي[سوان]. 95 دقيقه. محصول 2007 کانادا. ‏
دي و داون دو زن مو بور زيبا، ولي احمق که در همسايگي يکديگر زندگي مي کند-‏‎ ‎بي خبر از هم!- در پي سانحه اي ‏که از علاقه مفرط هر دو به خلبان شدن ناشي شده، با همديگر دوست مي شوند. وقتي داون براي اولين بار به خانه دي ‏پاي مي گذارد، هر دو از علاقمندي هاي خود و شغل هاي پيشين شان صحبت به ميان مي آورند. داون عاشق بازيگري ‏خرده پاست و دي عاشق لاک پشت خانگي اش و رقصيدن، اما هيچ کدام تاکنون موفق به در آغوش گرفتن محبوب نشده ‏اند. آن دو پس از ديدن آگهي استخدام رقصنده در يک کلوب، براي يافتن کار به آنجا مي روند. اين اتفاق همزمان مي ‏شود با استخدام دو زن آدم کش به نام هاي کت و کيت براي از ميان بردن صاحب کلوب که در تحت حفاظت پليس قرار ‏دارد و بايد در دادگاه عليه تبهکاران شهادت دهد. صاحب کلوب به قتل مي رسد و دي و داون که پي به ماجرا برده اند ‏مي گريزند. همين کار و همزماني ورود آنها و قاتل به اتاق مدير کلوب سبب مي شود تا مامورين آنها را قاتلين مدير ‏کلوب قلمداد کرده و به تعقيب آن دو برخيزند. اما دي و داون بي هيچ حادثه اي به خانه مي رسند و خود را با نمايندگان ‏بي دست و پاي تبهکاران که آن دو را به جاي کيت و کت فرض کرده اند، روبرو مي شوند. آنها 250 هزار دلار پول با ‏دستوراتي براي از ميان برداشتن هدفي ديگر- صاحب هتل/کازينويي مجلل- در اختيار دي و داون مي گذارند. آنها که ‏دستورات را اشتباه فهميده اند، براي انجام آنها به راه مي افتند. اما کت و کيت قصد ندارند تا شهرت و دستمزد خود را ‏از دست بدهند...‏

چرا بايد ديد؟
در فرهنگ آمريکايي موبور مترادف است با احمق و کودن[‏dummy‏] که مي شود نام فيلم را همان خنگ و خنگ تر-‏نسخه مونث- ترجمه کرد. يک کمدي 8 ميليون دلاري[پر خرج برا سينماي کانادا] که قرار است با تکيه بر جذابيت ها و ‏پستي و بلندي هاي اندام پاملا اندرسون و دنيس ويليامز رزق حلال مشتي آدم چشم ناپاک را با سکانداري دين هميلتون ‏از جيب تماشاگر چشم ناپاک تر از خودشان بيرون بکشد!‏
اما تماشاگران اين دو ضعيفه را قابل ‏ندانسته [فقط 42 هزار دلار درآمد، باور مي کنيد. ‏باور کنيد به همين سادگي است!‏
موبور و موبور تر يک کمدي اشتباهات است. با همه کليشه هاي اين گونه که حتي تيتراژ انيمشن خود را از پيشينيان ‏دهه 1960 و 70 خود تقليد کرده است. البته بي انصافي است اگر نگوييم چند شوخي دست دوم را خوب تعريف مي کند ‏که براي نجات فيلم و تماشاگر از رخوت کافي نيست. کافي است به جمله منتقد سايت ‏DVD Talk review‏ درباره فيلم ‏دقت کنيد: [‏Boy, this is the last time I listen to my penis for movie selection advice‏].‏
دين هميلتون متولد 1961 ويندسور، اونتاريو است. سابقه اي طولاني و معقول در نوشتن، بازي و توليد و کارگرداني ‏فيلم هاي تلويزيوني دارد و شهرت خود را ميدون فيلم تلويزيوني سرنوشت برادران[1995] است که دو جايزه نيز براي ‏ساختن آن از جشنواره هاي شيکاگو و سانتا کلاريتا نصيبش شده است. ارزو مي کنم فيلم سينمايي بعدي اش ‏Havana ‎Heat‏ اثر تماشايي تر و جدي تري باشد، اما براي آشنا شدن با او موبور و موبورتر گزينه چندان مناسبي نيست!‏
ژانر: کمدي. ‏
 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ساعت 12:12 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
Ronaldinho A Day In The Life Of 2007

 

مستندي درباره ستاره برزيلي دنياي فوتبال «رونالدينهو»
 

This programmes spends a day with the king of football. Away from the glare of the media we see Ronaldinho in a different light, a family man with a passion for more than just football. In his most in-depth and open interview to date, Ronaldinho takes us through his career as he recounts his favourite goals and the players who have inspired him, he talks frankly about his family and religion, as well as his passion for music.
This is a unique opportunity to see the man behind the legend and experience what it is like to spend a day with the greatest footballer on the planet.

دانلود ادامه مطلب...


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 ساعت 12:36 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
ديوانۀ پول El Greco

 


کارگردان: کالي خوري. فيلمنامه: گلن گرس بر اساس فيلمنامه اوليه جان ميستر و فيلمنامه پول فعال اثر نيل مک کي و ‏تري وينسور. موسيقي: مارتي ديويچ، جيمز نيوتن هاوارد. مدير فيلمبرداري: جان بيلي. تدوين: وندي گرين بريکمونت. ‏طراح صحنه: برنت تامس. بازيگران: دايان کيتون[بريجت کارديجن]، کتي هولمز[جکي ترومن]، کويين لطيفه[نينا ‏بروستر]، تد دانسون[دان کارديجن]، آدام روتنبرگ[باب ترومن]، استيون روت[گلوور]، کري سمک دانلد[برايس ‏آربوگاست]، راجر کراس[بري]. 104 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. ‏
بريجيد کرديجن وقتي درمي يابد که در معرض از دست دادن خانه خويش است و ديگر قادر به ادامه زندگي متوسط و ‏آسوده اش نيست، شوکه مي شود. شوهرش دن پس از سي سال کار خود را از دست داده و در جستجوي کار است. اما ‏تلاش هاي وي موفقيت آميز نيست. بريجيد نيز که تنها تخصص اش ادبيات انگليسي است، مجبور مي شود در جست و ‏جوي کار بربيايد. اما تنها شغلي که گيرش مي آيد نظافت چي شدن در ساختمان بانک اندوخته فدرال کانزاس سيتي ‏است.جايي که پول هاي فرسوده را از دور خارج و معدوم مي کنند. بريجيد به زودي مي فهمد با دو زن ديگر-مادر ‏مجردي به نام نينا و دختر جواني به نام جکي- در زمينه بي پولي همدرد است. آنها نيز مشکلاتي دارند که تنها با پول ‏حل مي شود. بريجيد پس از جلب موافقت آنها مقشه اي ساده و اما غير قابل کشف براي سرقت پول هاي کهنه طراحي ‏مي کند. اولين سرقت با موفقيت انجام مي شود، اما حرص و طمع بريجيد و جکي باعث مي شود به اين کار ادامه دهند. ‏پس از سه سال سرقت مداوم، خرجبي رويه پول توسط بريجيد توجه مامور خزانه داري را جلب کرده و تصميم به دام ‏انداختن آنان مي گيرد. نينا و جکي به دام مي افتند، اما بريجيد مي گريزد و با گرفتن وکيل آنها را خلاص مي کند. به ‏نظر مي رسد همه پول هاي مسروقه نيز از بين رفته، ولي چند ماه بعد...‏

‏چرا بايد ديد؟
کارولاين آن خوري متولد 1957 سن آنتونيوي تگزاس است. پدر و مادرش دکتر بودند، اما کالي در دانشگاه معماري ‏خواند و بعد مجذوب نمايش شد. در 1982 به لس آنجلس نقل مکان کرد ودر انستيتوي استراسبرگ درس خواند. براي ‏شرکت هاي تبليغاتي کار کرد و سرانجام با نوشتن فيلمنامه تلما و لوئيز در 1991 و کسب جوايز گولدن گلاب، جايزه ‏اتحاديه نويسندگان و اسکار بهترين فيلمنامه ورودي خيره کننده به سينما را تجربه کرد. بعد از نوشتن فيلمنامه چيزي ‏براي صحبت کردن در 1995 شروع به نوشتن فيلمنامه ‏Divine Secrets of the Ya-Ya Sisterhood‏ کرد تا خود ‏آن را کارگرداني کند. فيلم در سال 2002 به نمايش در آمد و به رغم تم زنانه قابل توجهش-رابطه مادر و دختر و تم ‏رفاقت- نتوانست بيش از يک فيلم متوسط ارزيابي شود. شايد همين امر باعث شد تا وقفه اي چند ساله ميان دو فيلم ‏سينمايي وي حاصل شد. خوري در اين فاصله شش ساله تنها يک فيلم تلويزيوني به نام هاليس و رئا در 2006 ‏کارگرداني کرد که درامي زنانه و باز متوسط بود. و اينک با ديوانۀ پول بار ديگر زير فيلمي متوسط امضا انداخته که ‏همچون کارهاي پيشين وي تمي زنانه و درباره رفاقت ميان زن ها دارد. ‏
ديوانۀ پول متعلق به موج فيلم هاي زن پسندي است که قرار است طليعه دار نهضت زن ها هم مي تواند باشند. فرقي نمي ‏کند در چه زمينه اي، چون قرار است سيادت مردها حتي در دنياي مجازي به چالش طلبيده شود. اين موج مي تواند سبب ‏وزيدن نسيمي تازه بر سينماي به شدت مردانه امروز دنيا باشد. اما کاش در همين حد باقي مي ماند. اگر کالي خوري با ‏واقع گرايي تلما و لوئيز به اين کار ادامه مي داد، مي توانست راهي را که در دل همين سيستم بي رحم براي تثبيت ‏موقعيت زن ها يافته بود، گسترش داده و قوام دهد. اما تنها پيرنگ رفاقت در ميان زن ها و شورش و تشبث آنان به ‏کارهاي مردانه در فيلم هاي بعدي ادامه يافت و در فيلم 22 ميليون دلاري فعلي نيز امتداد پيدا کرده است. البته فروش ‏‏21 ميليون دلاري ديوانۀ گول نشان مي دهد که هنوز اين موج طرفداران قابل توجهي دارد، پس اين وظيفه کالي و ديگر ‏بانوان است که دستي به سر گوش همين موج بکشند. پيرايش اش کرده و پيرنگ ها نو به آن بيفزايند. ‏
ديوانۀ پول يا پول ديوانه قدرت دخترها را در طرح و اجراي يک سرقت بي عيب و نقص به نمايش مي گذارد و بر ‏خلاف تصور تماشاگران که با ديدن صحنه هاي بازجويي خرده شده در طول فيلم ميان فلاش بک هاي طولاني که به ‏شرح ماجرا اختصاص دارند، يقين پيدا کرده که همگي دستگير شده اند در پايان با زيرکي هر چه تمام موجبات خلاصي ‏و حتي خوشبختي دخترها را فراهم مي کند. نينا نزد فرزندانش باز مي گردد و مهعشوقي نيز به دست آورده، حال و روز ‏جکي و بريجيت نيز چندان بد نيست و چند ماه بعد که مشخص مي شود بريجيت مقداري زيادي از پول ها را در زير ‏زمين پاتوق هميشگي شان مخفي کرده، شادي هر سه تکميل مي شود. ‏
بزرگ ترين دستاورد کالي خوري در اين فيلم استفاده از سه بازيگر از سه نسل مختلف و حتي تبار مختلف است. نمونه ‏کامل يک انتخاب بازيگر صحيح و استفاده از شيمي ميان آنها که توانسته جذابيت فيلم را تضمين کند. دايان کيتون ‏سالخورده هنوز شيطنت جواني را دارد، کتي هولمز نمونه کاملي از نسل جوان شيفته پول را ارائه مي دهد و کوئين ‏لطيفه هميشه دوست داشتني هم نمونه مادر مجرد خوب و لايق يک عاشق حسابي را با لوندي خاص خود ايفا مي کند. ‏
اگر توقع تعقل و تفکر يا حتي عمق از ديوانۀ پول داريد، اشتباه مي کنيد. ولي اگر به دنبال دو ساعت تفريح خالص ‏هستيد، آدرس درستي به شما داده اند!‏
ژانر: کمدي، جنايي. ‏

براي مشاهده تصاويري از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد

دانلود ادامه مطلب....
 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 ساعت 18:44 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
سمومSemum


نويسنده و کارگردان: حسن کاراجاداغ. موسيقي: جاستين آر. دوربان. مدير فيلمبرداري: سيهان بيلير. طراح صحنه: ‏کيوکو کي. يوومي. بازيگران: آيچا اينجي[جانان]، بوراک حاکي[ولکان]، نازلي جرن ارگون[بانو]، جم کورت ‏اوغلو[ميکاييل شيخ]، صفا زنگين[راجي]، باحتيار انگين[ماجيت]، لونت سولون[علي]، يلديريم ئوجک[چنگيز، مشاور ‏املاک]، حاکان مريچليلر[دکتر اغوز]. 116 دقيقه. محصول 2008 ترکيه. ‏
جانان و ولکان زوجي خوشبخت هستند، چون موفق شده اند پس از سال ها به خانه بزرگي که همواره در خيال آرزوي ‏تصاحب آن را مي پروراندند، خريداري کنند. همه چيز خوب و مرتب به نظر مي رسد تا اين که جانان يک روز پس از ‏مستقر شدن در خانه جديد شروع به حرکاتي غريب مي کند. حرکاتي که هيچ کس معناي آنها را نمي فهمد. او قادر به ‏کنترل رفتار خود نيست و انگار از سوي شخص يا چيز ديگري به نام سموم کنترل مي شود. چرا جانان هدف سموم ‏قرار گرفته و چه بر سرش خواهد آمد؟ چگونه درهاي دوزخ به روي آدمي معمولي گشوده مي شود؟‏

چرا بايد ديد؟‏‎
نسخه ترکي جن گير-فيلم محبوب تماشاگران ترکيه که در سال 1974 پلان به پلان بازسازي شده بود- و دومين فيلم بلند ‏کاراجاداغ که در ادامه دابه الارض قرار است ژانر فيلم هاي ترسناک اسلامي را در سينماي اين کشور پي افکند. سموم ‏بر خلاف نقدهاي نه چندان مثبتي که دريافته کرده، تا اين لحظه فروش خوبي داشته که نشان از کار بلدي کارگردان در ‏دومين قدم دارد. جلوه هاي ويژه آن در مقايسه با فيلم قبلي بسيار بهتر است و توانسته عنوان اولين فيلم ترسناکي که يک ‏جانور در داستان قصه اش دارد، شهرتي هم به هم بزند. ‏
کاراجاداغ که مدعي است ايده فيلم را از سوره طور و مخصوصاً آيه بيست و هفتم آن [فمن اللّه علينا ووقينا عذاب ‏السموم] گرفته با دست اندازي به باورهاي اسلامي فيلمي قابل قبول-هر چند کليشه اي- ساخته است. بر اساس باور هاي ‏اسلامي انسان از گل خشک آفريده شده و پيش از تولد وي موجودات ديگري بر روي کره زمين زندگي مي کرده اند. اين ‏وجودات از جنش شعله هاي آتشي بدون دود خلق شده بودند و بعدها با سمي مهلک آغشته شده و تبديل به سموم شده اند. ‏پس از تولد و سکونت آدم روي زمين، برخي از اين سموم به رهبري شيطان شروع به حسادت کرده و شروع به انجام ‏کارهاي ارهيمني روي آنها کردند. سموم به شکل خلاصه موجودي بسيار خطرناک است که وارد تن آدمي شده و آن را ‏مسموم مي کند. قادر است هر لحظه به کسي حمله ور شده، بسيار سريع حرکت مي کند و در برخي مواقع غير قابل ‏مقابله است و انساني را که موفق به دخول در جسم وي شده طعم زندگي در جهنم را به او مي چشاند. ‏
فيلم با وجود استفاده از بودجه اي متعادل توانسته بازيگران خوب و طراح صحنه اي ژايني را به خدمت ‏بگيرد[تماشاگران ترک ارادت زيادي به فيلم هاي خونريز ژاپني دارند]. اصرار فيلمسازان بدنه ترک در دست اندازي ‏به ژانرهاي غير بومي تا اين لحظه موفقيت آميز بوده-حداقل از نظر تجاري- و به نظر مي رسد رنسانسي در سينماي ‏اين کشور در حال شکل گيري است. سموم-هر چند با باورهايي که فيلم بر اساس آنها شکل گرفته، مشکل بنيادي دارم- ‏مي تواند نمونه تجاري قابل اعتناي اين رنسانس باشد!‏
ژانر: ترسناک، مهيج. ‏
 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 20:8 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
اسليپ استريمSlipstream


نويسنده و کارگردان: آنتوني هاپکينز. موسيقي: آنتوني هاپکينز. مدير فيلمبرداري: دانته اسپينوتي. تدوين: مايکل آر. ‏ميلر. طراح صحنه: اسماعيل کارده ناس. بازيگران: آنتوني هاپکينز[فليکس بونهافر]، استلا آرويو[جينا]، لانا ‏آنتونووا[ليلي]، جين بورکن[مل]، مايکل کلارک دانکن[مارت]، فيونلا فلانگان[بت لاستيگ]، جنيفر آن ‏فراتنکلين[شلي]، مونيکا گارسيا[مونيکا]، گاوين گريزر[گاوين]، کريستوفر لافورد[لارس]، ويليام لاکين[کارآگاه باز ‏لارابي]، جنيفر مان[جوآني]، کريستين اسليتر[ري]، جان تورتورو[تهيه کننده]، جين تامپسون[مارشا]، جفري ‏تامبور[گيک/جفري/دکتر گيکمن]، ليزا پپر[تريسي]، اپيتا مرکرسون[باني]، کن ميلن[دکتر استو کوهن] و کوين مک ‏کارتي به نقش خودش. 96 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. نام ديگر: ‏Slipstream Dream‏. برنده جايزه داوران جوان ‏و نامزد يوزپلنگ طلايي جشنواره لوکارنو. ‏
فليکس بونهافر، فيلمنامه نويس دچار حادثه شده و شخصيت هاي آخرين فيلمنامه اش به نام اسليپ استريم. گروه سازنده ‏فيلمي بر اساس آن وارد زندگي او مي شوند. ‏

چرا بايد ديد؟
يک نوآر کمدي از بازيگر بزرگ زمانه ما سر فيليپ انتوني هاپکينز که بسيار دير و با حضور در فيلمي آمريکاي ‏شناخته شد. يک هشت و نيم انگليسي آمريکايي که در آن فيلمنامه نويسي نه چندان مشهور با سرنوشت، روياها و واقعيت ‏هاي پيرامونش برخورد مي کند. اما آن چه مهم است نحوه کشف تمامي اينهاست. هاپکينز با استفاده از ايده هاي ادبيات ‏اسليپ استريم و آموزه هاي هندويسم[کارما] به نوع تازه اي از روايت تو در تو و سيال ذهني دست پيدا مي کند که نمونه ‏هاي مشابهي در گذشته داشته است. شايد به همين خاطر تاکيد او روي اين نوع روايت تا نيمه فيلم چندان خوش آيند ‏نباشد. اما با باز شدن گره هاي داستان و مشخص شدن جايگاه شخصيت ها در رويا و واقعيت فيلم شکل منسجم تري به ‏خود مي گيرد و دنبال کردن آن نيز براي تماشاگري که از ادبيات اسليپ استريم زاده دوران ‏New Age‏ و کارما ‏شناخت چنداني ندارد، راحت تر مي شود. اين سومين تجربه کارگرداني هاپکينز است و بر خلاف دو فيلم پيشين که کسي ‏آنها را به ياد ندارد و شايد نديده باشد، نشان از توانايي قصه گويي او در مقام کارگردان دارد.‏
مي توانيد فيلم را با مگنولياي پل تامس اندرسون نيز مقايسه کنيد که زندگي را زنجيره اي از تصادف هاي صرف مي ‏داند، اما در يک کلمه بايد گفت: توضيح فيلم چندان ساده نيست! هر کس مي تواند تعابير متفاوتي از فيلم داشته باشد. مي ‏شود آن را به عنوان هجويه اي از دنياي فيلمسازي ديد. يا يک فيلم در فيلم با نگاهي فلسفي و... اما آنچه مسلم است لحن ‏شوخ و گاه تلخ هاپکينز در کنار موسيقي بسيار زيبايي که براي فيلم تصنيف کرده، نشان از تولد يک فيلمساز دارد، هر ‏چند اين اتفاق اندکي دير رخ داده است. ‏
ژانر: کمدي، درام، فانتزي، علمي تخيلي. ‏

براي مشاهده عکسهايي از اين فيلم روي اين لينک کليک کنيد
 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 ساعت 1:6 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
ببینید چقدر این مملکت بی بندو باره

::هفت روز::

کلیپ تجاوز معاون فرهنگی دانشگاه زنجان به یه دختر

ببینید چقدر این مملکت بی بندو باره

دانلود ادامه مطلب.... 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387 ساعت 8:1 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
معرفي و دانلود فيلم کلاورفيلد(Cloverfield)

 

معرفي و دانلود فيلم  کلاورفيلد(Cloverfield)

::هفت روز::

کارگردان: مت ريوز. فيلمنامه: درو گودارد. مدير فيلمبرداري: مايکل بونويلين. تدوين: کوين استيت. طراح صحنه: ‏مارتين وايست. بازيگران: ليزي کاپلان[مارلنا]، جسيکا لوکاس[ليلي]، تي. جي. ميلر[هاد]، مايکل اشتال-ديويد[راب ‏هاوکينز]، مايک وگل[جيسن هاوکينز]، اودت يوستمن[بث مک اينتاير]، مارگوت فارلي[جن]، تئو روسي[آنتونيو]، ‏برايان کلاگمن[چارلي]، کوين يو[کلارک]، ليزا لاپيرا[هيدر]. 85 دقيقه. محصول 2008 آمريکا. نام ديگر: ‏Monstrous‏. ‏
پنج دختر و پسر نيويورکي در شب جشن تولد يکي از دوستان شان شاهد حمله هيولايي عظيم الجثه و ناشناخته به شهر ‏خود مي شوند. يکي از آنان با استفاده از دوربين ميني دي وي خود حوادث قبل و هنگام بروز فاجعه را ضبط کرده و ‏اين نوار بعدها تبديل به يکي از اسناد وزارت دفاع ايالات متحده شده است. ما نيز با مشاهده اين نوار شاهد شادي ها، ‏هراس ها، تلاش آنان براي نجات يکي از دوستان خود، روابط عاشقانه ميان دو نفر از آنها و سرانجام از ميان رفتن شان ‏مي شويم...‏

چرا بايد ديد؟‏‎
پروژه جادوگر بلر يادتان هست؟ چند نوجوان دوربين به دست که هنگام جست و جو در جنگل از بين مي روند و ‏تماشاي نوارهاي باقيمانده از آنان وقايع هولناکي را که بر سرشان آمده، فاش مي کند. ‏
کلاورفيلد پس از نزديک به يک دهه همان ايده را با تغيير ژانر از ترسناک به فاجعه و صرف بودجه اي عظيم [30 ‏ميليون دلار]به سبک جري بروکهايمر به نمايش مي گذارد. البته ايده هاي کم مقداري چون استفاده جوانک دوربين به ‏دست از نواري کهنه که باعث مي شود به شکلي گذرا شاهد لحظات خوشي شخصيت ها در گذشته باشيم، نيز وجود ‏دارد. و باز هم خرابي به مقياس عظيم از جمله کنده شدن سر مجسمه آزادي و تعبيرهاي فرامتني پس از 11 سپتامبر که ‏به زور بر تن اين ايده قديمي و به نوعي گودزيلا يا آرماگدون بازيافت شده پوشانيده شده است. تعجب آورتر از همه ‏فروش 70 ميليون دلاري آن است که سبب شده تا منتقدان زبان به ملامت نوجوانان فيلم نشناس باز کنند[شخصاً مقدمه ‏‏18 دقيقه اي فيلم را که قرار است صرف معرفي شخصيت ها و رسيدن به لحظات فاجعه شود، کسالت آور يافتم].‏
متيو جورج ريوز متولد 1966 راکويل سنتر نويسنده، تهيه کننده و کارگردان معروفي نيست. تنها نکته مثبت کارنامه ‏وي همکاري در نگارش فيلمنامه ياردز و تهيه کنندگي آن است. اولين بار که روي صندلي کارگرداني نشست حدود 12 ‏سال قبل بود که حاصل آن فيلم ناموفق ‏The Pallbearer‏ بود و ترجيح داد تا با ساختن قسمت هايي از سريال هاي ‏مختلف تلويزيوني خود را سرگرم کند. کلاورفيلد دومين فيلم او در مقام کارگرداني است و با فروشي که از صدقه سر ‏تماشاگران جوياي تفريح ارزان و بي نياز از تفکر به چنگ آورده، بايد منتظر همکاري آتي او با جري بروکهايمر باشيم. ‏شايد هم کلاورفيلد 2!!! کسي چه مي داند؟‏
ژانر: اکشن، راز آميز، علمي تخيلي، مهيجو عاشقی . ‏  ‏

مشاهده عکسها و دانلود ادامه مطلب....

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387 ساعت 16:13 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
Itazura na Kiss

Itazura na Kiss

Genres: comedy, drama, romance

Plot Summary: In the romantic comedy story, a high school girl named Kotoko finally tells a fellow senior named Naoki that she has loved him from afar since she saw him on their first day of high school. However, Naoki, a haughty "super-ikemen" (handsome male) with smarts and sports talent, rejects her offhand. Fate intervenes when a mild earthquake ruins Kotoko's family house. While the house gets rebuilt, Kotoko and her dad stay at the home of her dad's childhood friend...whose son is Naoki

دانلود ادامه مطلب...


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت 10:26 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
کلیپ وای دلم تنگه از مهستی (قدیمی)

 

کلیپ وای دلم تنگه از مهستی و جوجه

    مهستی کلیپ جوجه

دانلود ادامه مطلب...


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 8:39 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
کلیپ موبایل

 

دانلود ۳کلیپ بسیار جذاب دانلود ادامه مطلب...

 

        کلیپی از مزاحمت یه پسره تو باجه تلفن که میره دختره رو بوس می کنه !! جدیدترین کلیپ رقص در کلاس !!  مرده لوله پمپ بنزین رو از تو شلوارش در میاره !!


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 11:30 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
کلیپ موبایل

سلام خوبین خسته نباشین امروز براتون یک کلیپ خیلی باحال از یک دختره که داره تو مدرسشون تکنو میره وخیلی کارش محشره پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنین و ببینین چون اگه نبینین واقعا ضرر میکنین. خوب من باید برم فعلا......

 

 

www.7days.tk

دانلود کنین با حجم ۲۰۵کیلو بایت

پسورد: www.7days.tk


|+|نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 ساعت 21:9 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
:: کلیپ تبلیغاتی نایک::

سلام

یک کلیپ دیگه از شرکت نایک رو براتون گذاشتم.(با دو فرمت3gp و wmv )

قضیه از این قراره که تیم برزیل توی فرودگاه منتظر هواپیما هستش و چون پرواز تاخیر داره همگی

حوصلشون سره میره تا رونالدو یک توپ از کیفش بیرون میاره و ...


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 17:59 توسط محمد |پ>ف| "موضوع : کلیپ تصویری" |
آخرين نوشته ها

داستان فوق العاده در مورد عشق
اس ام اس جالب!!
شما جذب چه مردی می شوید؟
برنامه میرعماد 4مگابایت
اس ام اس های خوش مزه
چشمک
Start Again...
يوسف
زیارت عاشورا برای موبایل

تمام پستها

آرشيو وبلاگ
آبان 1388
شهریور 1388
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
مرداد 1386

http://mpf2006.persiangig.com/32.gif




سايت اصلي - لينك باكس تمام اتوماتيك
http://mpf2006.persiangig.com/pic-haft/btn101.gif